با خانواده شوهرم تقریبا قطع رابطه هستم. حتی برای عید هم قصد ندارم برم عیددیدنی یا تبریک بگم.
علتش اینه که از اول ازدواج چون میدونستن جاریم روی من حساسه، همه اش منو نادیده می گرفتن. بین ما تبعیض قائل میشدن اونم خیلی تابلو. انگار فقط جلب رضایت جاریم براشون مهم بود چون ازش می ترسن و حساب می برن.
من اول درکشون می کردم می گفتم خب از اون می ترسن ولی بعد دیگه بهشون حق ندادم. چون هر چی جاریم بیشتر بی احترامی و بدقلقی می کرد بیشتر هواش رو داشتن. در مقابل من که همیشه حرمت نگه میداشتم انگار وجود نداشتم.
بچه ها این تبعیض در حدی جدیه که اگه جایی جاریم باشه خانواده شوهرم حتی جواب سلام منو سرد میدن. ولی جاریم که نیست خیلی همه چی خوبه.
حالا دیگه بقیه موارد بماند که به اون کادوهای بهتری میدن، سوغاتی بیشتر، پذیرایی بهتر، کارهای شخصیش رو انجام میدن و ...