عزیزم تو فکر کن یه مادری و بچت دیابت پنهان داره و یه شکلات داره ، ازش میگیری و قایم میکنی و هرچی التماس میکنه نمیدی ، میگی نه عزیزم برات خوب نیس، میره به خاله و عموش میگه اونها بهت میگن بهش بده گناه داره باز میگی نه والا من دوستش دارم دلم نمیخواد حالش بدتر بشه ، بچه که ببینه از همه ناامید بشه میاد پیشت گریه میکنه و فوش میده و میگه تو سنگدلی تو انصاف نداری، من حتی ب خاله هم گفتم بهت بگه ولی انگار نه انگار و .....ولی ایا توواقعا سنگدلی؟ تو بی انصافی؟ حتی خواهرتم بهت گفت ولی حرفت و منطقت سلامتی جگر گوشته ...
خدا هم همینه ، بسپار به خودش، یکی دوبار ، سه بار بگو نداد توکل کن ....یا ازش بخواه ی چی بهتر بهت بده ...اون بچه هم میتونه ب تو مادر بگه حالا ک شکلات ندادی انجیر خشک بده، توت بده، کشمش بده و .....