همیشه توسری خورش بودم چون
از خونه پدری روخیم خیلی بی اعتماد بنفس الان بایسری مطالب فهمیدم خیلی ادمی بودم گ همیشه شوهرم برام مهم بوده ن خودم!
الان دارم بهش ثابت میکنم من تغیرکردم مدام در حال ارایش گردن لباسای رنگارنگ خریدنم اونم فقط برای دل خودم گاهیم حس حسادت یا کنجکاوی بهش میدم که شاید من بهش خیانت کنم نسبت به ی فرد با موقعیت اجتماعی بالا البته اون شخص شاید زیادی باادما راحته ولی دارم لجشو درمیارم ارتباطی ندارما ن زبونم لال فقط الگی لجش دراوردم اینقد بارها جلو چشم ازبقیه زنا تعریف کرده