من بچه ی طلاق ام البته وقتی بچه بودم جدا شدن
الان یک مدتی هست که پدرم فوت شده
من پیش مامانم زندگی کردم و اصلا بابام رو ندیدم
ولی باهاش بد رفتاری کردم طی یکسری تماس هام و فحشش دادم و کلی حرف ولی اون لحظه عصبانی بودم
چون اون منو ول کرده بود ازم خبری نمیگرفت
آقا الان که مرده دلم لک زده حتی یکبار بهم بگه دخترم یکبار فقط ببینمش بهش بگم بابا حلالم کردی...😭😭
تا مدت ها نبخشیدمش اصلا و ابدا و نفرینش کردم الان خیلی از حرف هایی که اون موقع بهش زدم پشیمونم
اصلا دلم آروم نمیگیره
حالم خراااابه
تروخدا بگید چیکار کنم
جایی هم که خاکش کردن دوره و نمیتونم برم و شرایطش نیست متاسفانه
و اولین و آخرین دیدار من سرخاک...😓
احساس میکنم نیاز به کمکم داره نمیدونم چرا اما من چیکار میتونم بکنم آروم و قرار ندارم تروخدا به عنوان یه خواهر بگید چیکار کنم آروم بگیرم
حسرت اینکه بد باهاش حرف زدم و هیچ وقت نتونستم ببینمش داره نابودم میکنه
اینکه فقط یکبار بغلش کنم بهش بگم بابا دوستت دارم فقط همین...اما حیف....🥺😭