من یازده سال پیش با نامزد عقدی سابقم... اوایل خیلی اذیت شدم،پدرم در اومد سیر بودم از دنیا،هیچ جا نمیرفتم کمتر میخندیدم،ولی وقتی رفتم برای صیغه ی طلاق،لباس مهمونیمو پوشیدم شیک و تر و تمیز با یه دنیا امید رفتم و خرسند
چهار سال بعد با دلبر مهربونم ازدواجیدم و الآن عالی ام