نمیدونم چی بگم
خیلی ناراحتم غمگین ترین آدم جهان نه ولی غمگینم ۶ سال گذشته ولی غم برادری ک نقش پدر و بازی کرد برام هنوز تموم نشده مرگ واژه عجیبه غصه من تمومی نداره من تو خوشی ناخوشی ب یادشم ولی همه میگن شورش در آوردی مرگ حقه
درست میگن ولی نمیتونم من هربار میشکنم وقتی مامان و بابام میرن قبرستون کل هفته رو برا سنگ قبر تعریف میکنن
امروز همکلاسی مدرسه م داشته تو گروه میگفتن این داره تظاهر میکنه خیلی شاده دختر عمم میگفت این بشر تو خونه میرقصه از خوشحالی ولی الکی استوری غمگین میزاره نشون بده هنوز ب یاد داداشش هست!
گاهی وقتا حالم از آدما بهم میخوره دلم میخاد برم تو جنگل هیچکس نباشه خودم باشم حیوانا فقط