2821
2789

من بیهوشی بودم دوبار

لحظه بهوش اومدن حالم بدبودزیاد

بی حسیا راحتتربودن انگار

من تکه ای از پازل خداوندم،میدانم آفریدگاری دارم که همیشه بوده،همیشه هست،رهایم نمی کند،عدم درقاموس پروردگارم واژه ای بی معناست...من قطعه ای اززندگانیم،تکه ای از پازل هستی،خدایم مرا آفریده تا آینه ی او شوم..آفریده تا جان ببخشم،امید دهم،من تکه ای از پازل زندگی هستم،اگر خود را گم کنم همه چیز وهمه کس ناقص می مانند.من باید آگاهانه زندگی کنم تا پازلی که خدا چیده بر هم نریزد.❤👨👦👶👼❤

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

واقعا ترس نداشت که به هوش بودید و دکترا دارن بدن رو برش میدن؟من همش ترسم اینه سکته کنم از ترس.دستا چ ...

نه اصلا ترس نداره خیلی حس جالبیه بله دستگاه فشاربهت وصله

وقتی پدری از دنیامیرود تکه ای از روح فرزندش را باخودش به زیرخاک میبرد .خیلی دلتنگتم پدر😢

منم بیحسی بودم اوخي نی نیم و دکترم زود نشونم داد.

خواهر قشنگم پروینم کجایی مگه نگفتی تنهام نمیزاری پروانه سوخت بی پروینش بیا ناز خواهر بیا کاسه بشقاب آوردم خاله بازی کنیم بیا جر زنی نمیکنم بیا پروینم تمام کاسه ها بشقاب ها مال تو بیا با گچ لی لی کشیدم تو کوچه بیا لی لی بازی کنیم بیا موهات و ببافم آخ جان پروانه موهات ریخت جان پروانه خمیده شدی 😭😭عشقم قورمه سبزی پخته بودم برات بمیرم بمیرم بمیرم لبت بسته شد نتونستی سیر بری پیش خدا 😭خواهر عشق پروین کجایی 😭😭😭😭😭

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792