من عاشق تنهاییمم همسر که میاد انگار یه برگ جدید از یه دفتر باز میشه.
من صبحا که همسرم میره سرکار کارای خونه رو انجام میدم نهار رو بار میزارم میرم دوش میگیرم کلی به خودم میرسم.
نمیزارم هیچ موی زایدی روی بدنم باشه.
بعدش یا فیلم میبینم یا کتاب میخونم.بعدش نهار میخورم تنهایی و بعدش میرم پیاده روی و یکم خرید خونه.
میام خونه برای خودم قهوه دم میکنم اکثرا کیک و شیرینی خونگی میپزم و عصرونه میخورم.
شام میپزم تا همسرم بیاد..
البته این روزایی هست که یونی ندارم اون روزا کلا درگیرم ولی با خلوت و تنهاییم عشق میکنم.