2777
2789

من هنوز مجردم ولی تو خانواده و اطراف ما رسمه جشن عقد به عهده خانواده عروسه 

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

تدارکات  و مراسم با داماده 

ولی رزرو محل عقد حالا تالار  با پدر عروس

این که محتوای فکری وقضاوتمون با احساساتی شدن تغییر میکنه و بین سفید و سیاه هیچ رنگ ديگه ای قائل نیستیم خيلی خيلی جای نگرانی داره ما آدم های معمولی هممون طیف هایی از خاکستری هستیم اندکی از افراد متمایل به نقره ای و اندکی از افراد متمایل به آنتراسیت و اکثريت جامعه بین این دو طیف هستیم .. . . .... من معلمی را با جان ؛فراغ از افکار نان ؛ بهر بهبود جهان پذیرفته ام💫 ✅️اتفاقا هم درس بخونین هم کار کنید .قبول دارم سخته ولی بیسوادی بی پولی و نداشتن جایگاه اجتماعی خيلی سخت تره ✔️

محضر بعد شام شب بابام داد و عروسی گرفتن 

بعدی عقد حزم و بعد محضر

شام شوهرم داد

ازدواج دوم

واسه این کلا توقعم بود همه رسم رسوم انجام بشه

که شد تقریبا

هرکجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است. ⛔️ آقایون اینقدر درخواست ندبد گرفتید چی شد⛔️از برچسبهایی مثل «مطلقه»، «بیوه» یا «نازا» بیزارم؛ آدمها را با قلب و انسانیتشان بشناسید، نه با عنوانهایی که به آنها میدهیدزندگی گذشته و حتی تجربهی طلاق، پایان من نبود؛ بخشی از مسیری بود که مرا ساخت و برای ساختن آیندهای بهتر، قویترم کرد.امروز خودم را همانگونه که هستم دوست دارم؛ با تمام تجربهها، سنم و مسیری که پشت سر گذاشتهام..پسرم؛ تمام دنیای من.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792