دختر اولم رو خودم اول فهمیدم تو سونوگرافی. بعدش یه جا رزرو کردم تو رستوران خوب که فضاش از بقیه میز ها جدا بود. اونجا بهش گفتم.
دختر دومم رو وقتی تو سونو فهمیدم، موقع برگشت به همسرم گفتم ماشینو بغل بادکنک فروشی بزنه کنار رفتم یدونه گفتم درست کنن کوچولو بود رنگش هم سیاه بود قشنگ شده بود. بعد رفتیم خونه ترکوندیم سه تایی جشن گرفتیم. حس خوبی داشت.
هرجور بگی قشنگه.... انشالله به سلامتی دنیا بیاد