من با دوست پسرم در شروف ازدواج بودیم براش شرط خونه خریدن گذاشتم هر چی خونه میگشتم میدیدم میگف نه نه یه مورد دیگه هس بعد میگفتم اون مورد چی میگف نه نشد اون تا اینکه فهمیدم این داره منو میپیچونه و از این میسوزم من نخواستم ماشین مدل بالا سوار شم خونه داشته باشیم مادرش با خونه خریدن ما مخالف بود میگف بعدا بعدا هر بار میخواستیم بخریم نه میآورد منم متوجه شدم مناسب هم نیستیم میخوام کات کنم دو ساله با همیم همم دوست داریم ولی نمیخوام دیگه راهکار کات بدید .
پسری که خیلی خیلی زلیل مامانشه و ب حرفاش گوش میده امروز جدا نشید تهش با کشمکشم خونه بخره واست عروسیم بگیره تهش جدا میشید نمیگم مادرشو بندازه دور واس خاطر تو چون ما ااین کارو نمیکنیم مادرشه، وقتی میری تو یه خانواده ای خانواده پسر یا دخترم جزو خانواده تو میشن ولی زلیل مامان بودن فرق داره و زندگی خوبی درانتظارو عاقبتش نیست
وا یعنی خودش نمیدونه تا وقتی خونه نداره ماشین مدل بالا خریدن حماقته؟ اونم تو این وضعیت که اگه الان خونه نخرین دیگه هیچوقت نمیتونین بخرین..
کسی که اینقدر خنگ باشه از لحاظ اقتصادی به درد زندگی نمسخوره
بتن مگر سیمانش کمه، درنتیجه ترد تر و شکننده تره، جاش کجاست؟ زیر فونداسیون. هرچی بتن بهتر و محکم تر میشه تو طبقات بالایی ازش استفاده میشه. من راجع به بتن حرف نمیزنم