یه آقایی هستن ، باهم کار میکردیم یمدت قبلا
توی یه کلوپ هنر باهم آشنا شدیم، ایشون مرد محترمی هست
ولی خب من قبلا گفتم که قصد ازدواج ندارم😑
ولی الان بعد حدود ۶، ۷ ماه که میشناسمش ازش خوشم میاد،
شرایطشم اینه که ۶سال از من بزرگتره، مستقله، درآمدش متوسطه، قابل اعتماده، معتقده، ماشین داده، ولی خونه نه،
آدم فنی هست یجورایی آچار فرانسه اکیپا، معتمده، فقط یکمی عصبی و وسواسی هست ،
ولی کلا مشکلم اینه که نمیدونه من قصد ازدواج دارم، یعنی قبلا نداشتم چون اعتماد نداشتم تا بشناسمش، الان احساس میکنم دارم😑😑😑😑😑
با این که خودش قصدش ازدواج هست یعنی قبلا شنیدم ازش
...
شما بودید چه کار میکردین؟
خل شدم