میخام برم هر طور شده صاحب خونه شم چون حق ماست
خونه پدرشوهرمو، شوهرم ساخته زحمت کشیده چون فکر میکرد قراره ب ما برسه
بعد مادرشوهر و پدرشوهرم چند بار بیرونمون کردن ک میخان هر طور شده ب پسر برادرشوهرم برسونن اون خونه رو ولی زحمتشو شوهر من کشیده
ما الان شهر دیگه ایم موقتی
ولی مادرشوهر اینا روستان ولی خونه و زمینش 1000 متره دوتا خونه تو حیاط ساختن و دوتا پارکینگ و...... خلاصه بزرگه
اون روزم خاهرشوهرم میگفت داداش گفته (همون برادرشوهر بزرگه ک مبخان خونه به پسرش برسه مفت) بیا طلاقتو بگیر تو خونه بابات پادشاهی کن اون خونه حق شما خاهراس نه کس دیگ!!!!
ولی من نمیخام ب جاری و برادرشوهر برسه
الان مادرشوهر و پدرشوهر تنهان ولی نمیخان ما بریم
اگ بریم ینی ب زور رفتیم
فقط باید یه جوری کنیم ک ب اسم شوهرم بزنن خونه رو
وگرنه بعدا صدتا صاحب پیدا میشه
میخام وقتی رفتم میخام تا چیزی گفتن بگم اینجا خونه منه شوهرم ساخته و..
نمیدونم چقدر کارم درسته
ولی اگرم نرم میدونم قراره زندگیم بپاشه و ب احتمال خیلی زیاد شوهرم لج کنه و زندگیو زهرم کنه ک چرا نرفتم
اخه همش میگ بریمممم
ولی من بچه دارم نمیشه باید کوتاه بیام