2777
2789
عنوان

کمی خنده😂

| مشاهده متن کامل بحث + 2906 بازدید | 190 پست

من گرافیست شرکت دارویی بودم بابام به عموم گفته بود





تو یه شرکتی نقاشی میکشه😐😄





هیچ کس از عشق سوغاتی ب جز دوری ندید ......................هر چقدر یعقوب تنها شدزلیخا بیشتر.... ..........بربخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم.... ............. .«.خون» شد انگشتم برآجر حک کنم مابیشتر☘️❤️☘️

رفیقم اصرار داشت بهم پول قرض بده گفتم نه عزیزم؛ مرسی همین که پیشنهاد دادی، انگار ازت گرفتم





گفت اوکی، حالا کی پس میدی؟😐😂



هیچ کس از عشق سوغاتی ب جز دوری ندید ......................هر چقدر یعقوب تنها شدزلیخا بیشتر.... ..........بربخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم.... ............. .«.خون» شد انگشتم برآجر حک کنم مابیشتر☘️❤️☘️

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دختره داشته نماز میخونده خواهرکوچولوش اومده میگه: بسه دیگه خدا رو خسته کردی،

.

.

.

.

.

.

.

.

.

مگه فقط تویی که شوهر میخوای...؟!😂😂😂




هیچ کس از عشق سوغاتی ب جز دوری ندید ......................هر چقدر یعقوب تنها شدزلیخا بیشتر.... ..........بربخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم.... ............. .«.خون» شد انگشتم برآجر حک کنم مابیشتر☘️❤️☘️

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ؛


دختره میخوﺍﺳﺘﻪ ﻣﮕﺲ ﺭﻭی ﺻﻔﺤﻪﯼ




ﻣﺎﻧﯿﺘﻮﺭشو ﺑﺎ ﻣﻮﺱ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺑﺪﻩ ﺗﻮ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎل ﮐﺎﻣﭙﯿﻮتر!.. 😐🎈


ﻣﯿﮕﻦ : ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ از خنده ﺳﻮﺧﺘﻪ ولی مگسه بهتره ، آوردنش تو بخش 😐😂





هیچ کس از عشق سوغاتی ب جز دوری ندید ......................هر چقدر یعقوب تنها شدزلیخا بیشتر.... ..........بربخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم.... ............. .«.خون» شد انگشتم برآجر حک کنم مابیشتر☘️❤️☘️

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ماه رمضان ﺍﻭﻧﺠﺎﯾﯿﻪ ﮐﻪ…

ﺳﻔﺮﻩ ﭘﻬﻦ ﻣﯿﮑﻨﻦ افطاری ﺑﺪﻥ!😍🤪🤪🤣




ﺣﺎﻝ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺩﺍﺭه!





هیچ کس از عشق سوغاتی ب جز دوری ندید ......................هر چقدر یعقوب تنها شدزلیخا بیشتر.... ..........بربخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم.... ............. .«.خون» شد انگشتم برآجر حک کنم مابیشتر☘️❤️☘️

‌به مامانم الکی گفتم میخوام برم دماغمو عمل کنم تا اونم در جوابم بگه نه اینکارو نکن ما تورو همینجوری دوست داریم ،



اونم گفت بهتر ، بذار صورتت خلوت شه ببینیم قیافه ی اصلیت چه شکلیه 😐😂🤣🤣🤣



هیچ کس از عشق سوغاتی ب جز دوری ندید ......................هر چقدر یعقوب تنها شدزلیخا بیشتر.... ..........بربخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم.... ............. .«.خون» شد انگشتم برآجر حک کنم مابیشتر☘️❤️☘️

ادما وقتی بزرگ میشن دغدغه هاشونم به نسبت سنشون عوض میشه

مثلا من بچه بودم منتظر عصر یخبندان 2 بودم





اما الان که 23 سالمه منتظر عصر یخبندان 6ام☹️😆


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌



هیچ کس از عشق سوغاتی ب جز دوری ندید ......................هر چقدر یعقوب تنها شدزلیخا بیشتر.... ..........بربخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم.... ............. .«.خون» شد انگشتم برآجر حک کنم مابیشتر☘️❤️☘️

‏بالای رستوران با فونت بزرگ نوشته بودن رستوران بزرگ رایگان😍😋


خلاصه کم مونده بود گارسون رو هم بخوریم که صاحب رستوران اومد گفت فامیلیم رایگانه

غذاها رایگان نیست گفتم در جریان باشید دوستان


دو هفته تمام ظرف شستیم 😶




هیچ کس از عشق سوغاتی ب جز دوری ندید ......................هر چقدر یعقوب تنها شدزلیخا بیشتر.... ..........بربخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم.... ............. .«.خون» شد انگشتم برآجر حک کنم مابیشتر☘️❤️☘️

جوک تر از این🫤👇



🖇برنامه

تاریخ روز :

〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️

🎯هدف گذاری ساعت مطالعه:ساعت

〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️





پارت اول:



پارت دوم:



پارت سوم:





✔️مجموع ساعت مطالعه رو مشخص میکنم

اینجا تو اجتماع؛ نمیشه بجنگی کوچولو با منطق کوچه👍🏻

ديروز تاكسي دربست گرفتم


تو مسير بحث كار شد راننده گفت بهترين كار راننده تاكسي بودنه،اقاي خودتي،هيچكس بهت دستور نميده.





يهو بهش گفتم بپيچ چپ 😂




هیچ کس از عشق سوغاتی ب جز دوری ندید ......................هر چقدر یعقوب تنها شدزلیخا بیشتر.... ..........بربخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم.... ............. .«.خون» شد انگشتم برآجر حک کنم مابیشتر☘️❤️☘️

روایت داریم تو جهنم ۲۰ دقیقه مونده به افطار ساعتا وایمیسته !😵😵😉😉😂😂😂



حالا روزه نگیر، از ما گفتن بود😝😝😝😝




هیچ کس از عشق سوغاتی ب جز دوری ندید ......................هر چقدر یعقوب تنها شدزلیخا بیشتر.... ..........بربخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم.... ............. .«.خون» شد انگشتم برآجر حک کنم مابیشتر☘️❤️☘️

پیرو تاپیک پربازدید 

 پیرمردی سه پسر داشت جمشید خمشید و گمشید در جمع مردم داد میزنه پسراشو صدا بزنه میگه جمشید و همه مردم جمع میشن میگه خمشید و همه خم میشن تعجب میکنه و با صدای بلندتر فرزند سوم‌گمشید رو صدا میزنه و اینگونه همه پراکنده میشن و گم میشن 

امیدوارم شوهرش سر عقل بیاد و به پسند استارتر اسم پسرشو عوض کنه آخه جمشید ؟!🤌🏼🤌🏼

کاربری  برای سه نفر است 🟣🔵🟢🟠🔴هر کی لایک کنه خره 🔴🟠🟢🔵🟣لطفا ریپلای هم نکنید حوصله خوندنشو ندارم 🟣🔵🟢🟠🔴 جواب افراد بیشعور داده نمیشود🔴🟠🟢🔵🟣نظر شخصیمو میدم رد میشم میرم اینکه موافق یا مخالف نظر شماست به بنده ارتباطی نداره 🟣🔵🟢🟠🔴 به هیچ عنوان درخواست دوستی پذیرفته نمیشود نی نی یار تگ میکنم🔴🟠🟢🔵🟣

‏بچه بودم داییم گفت تو هر عددی بنویسی من میتونم باهاش غاز بکشم، نوشتم ۱۴ باهاش غاز کشید، نوشتم ۱، جلوش یه ۴ نوشت باهاش غاز کشید.



نوشتم ۳۲، جلوش یه ۱۴ نوشت باهاش غاز کشید:)))😂😂😂😂




هیچ کس از عشق سوغاتی ب جز دوری ندید ......................هر چقدر یعقوب تنها شدزلیخا بیشتر.... ..........بربخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم.... ............. .«.خون» شد انگشتم برآجر حک کنم مابیشتر☘️❤️☘️

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز