سلام وقتتون بخیر باشه من 23سالمه مشکلات و اختلافاتی داریم با همسرم ک اکثرا حل نشده باقی موندن
همسر من آدم بدی نیس ولی برا من آدم خوبیم نیس همیشه به فکر خواهرش و برادرشه همش به حمایت از خواهرش فک میکنه جوری ب فکرشه ک هیچوقت من نتونستن حس حمایتی ازش بگیرم حالا خواهرش خودش درامد داره ارایشگره، من شده که دندونم خراب شده ولی نتونستم بهش بگم چون شدیدا گارد میگیره میگه پول ندارم و فلان و بیسار که من برم از خانوادم بگیرم و این با خیال راحت بده به خواهرش و بچه هاش و بچه های برادرش
واقعا دیگ خسته شدم از این اخلاقاش بعضا میخام بزارم و دیگ پشت سرمم نگا نکنم انتظارات بیجایی داره از خوانواده من کارایی که خانواده خودش نکردن براش در عوض اصلا هم دوس نداره خانوادمو با اینکه کلی محبت میکنن بهش خونه خواهرش ک سالی یه چایی نمیخوره ولی کلی دوسش داره همه به مادرزنشون عیدی و یلدایی میدن ولی این نمیده در عوض فقط به خواهرش میده اعتراضم میکنم اصلا اهمیت نمیده و کوچیکم میکنه خوانواده از هر لحاظ بالاتر از خانواده همسرمه ولی زبونش همیشه درازه چیکار کنم از دستش واقعا نمیدونم