2777
2789
عنوان

دوست دارم بمیرم

106 بازدید | 16 پست

دوست دارم بمیرم امروز قبل از فردا 

صبرم تموم شد از خانوادم از شرایط از پدرم از مردم از اجتماع از خواهرم و برادرم حالم به شدت داره از اینا به هم میخوره دیگه نمیخوام هیچ کدوم از اینا رو ببینم خسته شدم بسه دیگه 

خدایا چرا منو تو این شرایط قرار دادی 

دیگه نمیتونم تحمل کنم

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

تو اولینش نبودی اخریشم نخواهی بودسعی کن شرایطو عوض کنیحقتو بگیر

هر وقت سعی میکنم حقمو بگیرم و از حقم دفاع کنم بهم میگن در حق و شئن تو نیست و منو سکت میکنن 

از وقتی که کودک بودم تا الن فقط با سکوت زندگی میکنم

قبل از من سعی کردن به چیزی نرسیدن به هیچی رسیدن

من نمیدونم مشکلت چیه

ولی شرایط خودم خیلی بد بود

شرایط خونه وحشتناک بود و الانم عالی نیست

اما من همه تلاشمو کردم و الان حداقل اعصابم ارومه

جای زخما هیچوقت خوب نمیشه ولی میتونه کمرنگ شه

امیدوارم بتونی از روزای تاریکت گذر کنی❤️

هر وقت سعی میکنم حقمو بگیرم و از حقم دفاع کنم بهم میگن در حق و شئن تو نیست و منو سکت میکنن از وقتی ک ...

مهم نیست

هیچکس بعدا بخاطر اینکه دختر خوبی بودی ازتو تشکر نمیکنه

همه بعدا طلبکارت میشن که اگه واقعا میخواستی به حرف ما گوش نمیدادی کار خودتو میکردی

مهم نیستهیچکس بعدا بخاطر اینکه دختر خوبی بودی ازتو تشکر نمیکنههمه بعدا طلبکارت میشن که اگه واقعا میخ ...

واسه همین من خستم هر چقدر مهربونی کردم گذشت کردم بخشیدم اینگار همه اینا به هوا 

رفتار همه با من یه جوریه که انگار من قاتلم یا فرد بدی هستم و هیچوقت به خاطر مهربونیم تا الان ازم تشکر نکرده

همه گناه هایی که کردم هم به گردنشون همه هم به خاطر اونا هستش 

خدایا مردم این زمین منو رحم نکردن تو تو اون دنیا رحمم کن 

که شاید اینجوری هم نباشه

سلامت باشین

خودتو تغییر بده تا آخر عمر هم کارا رو کردم این اون بندازی نه عمومی داره نه خودت آروم میشی

یه جا باید خودت مسیولیت کاراتو جایی که الان در آن هستی خوب یا بد رو‌بپذیری و اگر ناراضی هسی انتخاب درست رو یاد بگیری

سلام این افکار ماست که ما را غرق میکندو الا زندگی عمق زیادی نداردپس مراقب خودمون باشیم
سلامت باشینخودتو تغییر بده تا آخر عمر هم کارا رو کردم این اون بندازی نه عمومی داره نه خودت آروم میشی ...


زندگی که من درونش قرار گرفتم هیچ نصمیمی واسم نزاشته و نمیتونم خودمو تغییر بدم چون نمیدونم من کی هستم چرا من تو این زندگیم خودمو نمیشناسم و نمیتونم بشناسم 

احساس میکنم زندگی داره تیکه تیکم میکنه و مردم تیکه هامو میخورن 

سلام عزیزم چندسالتونه؟

واقعا یخت شده شرایط متاسفانه خانوادها بلد نیستن جوونا رو درک‌کنن و بین خودسون و بقیه دیوار میکشن و ایناها ایجاد ترومهای کودکی میشه با خونه نشستن و کل کل با خانواده به جای نمیرسی نمیتونی افکارشون رو تغییر بدی نمیتونی اصلاحشون کنی ولی میتونی فکرتو باز کنی میتونی رو خودت و اهدافت تمرکز کنی دنبال علایقت برو به فکر پیشرفت باس‌نگو نمیشه نمیزارن اگه پافشاری کنی رو چیزی بدستش میاری برو کار کن سرگرم کن خودت  مستثل بشو دستتو بزار تو جیبت انوخت میفهمی عزت نفس و اعتماد بنفس ینی چی با نشستن و زانو غم بغد کردن چیزی تغییر نمیکنه 

گرنگهدار من آنست که میدانم‌🌸شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد❤️ 
سلام عزیزم چندسالتونه؟واقعا یخت شده شرایط متاسفانه خانوادها بلد نیستن جوونا رو درک‌کنن و بین خودسون ...


اهان مگه پدرم میزاره من کار کنم به هدفم برسم از ابتدای زندگیم منو تو چهار دیواری زندان کرده و هرچی بهش میگم منو محدودتر میکنه

زندگی که من درونش قرار گرفتم هیچ نصمیمی واسم نزاشته و نمیتونم خودمو تغییر بدم چون نمیدونم من کی هستم ...

متوجه نشدم میتونی بگی مشکلتون چیه؟

سلام این افکار ماست که ما را غرق میکندو الا زندگی عمق زیادی نداردپس مراقب خودمون باشیم

از وقتی کودک بودم تا الان پدرم اصلا اجازه نمیده برم بیرون اجازه نمیده لباسی که دوست داریم بپوشیم یا بخریم پول تو جیبی نمیده و کلا میشه گفت که مثل اُسرا هستیم و در محل تحصیلم دخترا وقتی از خودشون و خانوادشون و لباس و خریدشون حرف میزنن تو مغزم به خودم میگم خوش به حالتون و تو خونه از پدرم چیزی به جز غر زدن و داد زدن و تحمل حرفاش نداریم و اگه رو این وضعیت اعتراضی داشته باشیم بهمون میگه راه بازه جاده درازه همین مادرم خیلی سعی کرد شرایط رو تغییر بده ولی هیچی که هیچی و خانوادشون هم بدتر از خودشونن و برادر و خواهرم مثل بابام هستن همیشه باهام دعوا دارن جز حرف و غر زدن سرم چیزی ندارن 

من خسته شدم مثل اسیر دارم زندگی میکنم دوست دارم فرار کنم خودمو تو دریا پرت کنم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792