بچه ها من شینیون یاد گرفتم بعد مدرکمم گرفتم دارم کار میکنم خواهر شوهرم اومد گفت عروسی داریم من و دخترم و آماده کن گفتم باشه در صورتی ک خودمم اون عروسی دعوت بودم ب اینا گفتم ساعت ۲ دیگه اینجا باشید .ک بتونم خودمم درست کنم وقت کنم خودمم درست کنم
خلاصه حرفم براشون مهم نبود صدبار بشون زنگ زدم ککجایید بیاید دیر میشه میخوام خودمم آماده کنم اومدن گفت اول دخترمو درست کن من دخترشون ک۱۰ سالشه درست کردم ازش پرسیدم چ مدلی دوست داری اونجوری که میخواست براش درست کردم . کلی وقت گذاشتم تقریبا یکساعت ک ی شینیون قشنگ بشه . بعد قشنگ کارم ک تموم شد .رفت پایین خونه مادر شوهرم رفت بازش کرد یعنی رفتم دیدم آتیش گرفتم .گفتم همینه اگه آرایشگاه رفته بود پول داده بودن کلی باز نمیکردن انگار خستگی موند تو بدنم
بعدشم ک خودشو درست کردم بلند شد رفت هیچ نگفت اینهمه سر پا بودی خسته شدی چقدر شد و اینا منکه نمیگرفتم پول .ولی آدم خوبه شعورشو داشته باشه پاشد رفت .
خلاصه برا هیچکس کار مجانی انجام ندید میشه وظیفه و توقع ذیگران