ما خانوادگی رفته بودیم خونه عمه ام شب خونشون موندیم صبح که خواستم برم wc خواهرزاده ام که بچه اس جلوی wc منتظر بود بهش گفتم کی تو دستشوییه گفت دایی یعنی داداش من منم ب هوای اینکه داداشمه هی درو کوبوندم داد زدم گمشو بیا بیرون دیگه چه غلطی میکنی یهو دیدم پسرعممه که طلبگی میخونه !!!بایه قیافه عصبانی هنگ همینجوری وایساده بودم،😑😑😑
هیچی دیگه بایه قیافه عصبانی رفت ابرو وشرف منم رفت