من و همسرم نامزدیم
همیشه تازه عروس دوماد ها رو که میدیدم یه دقیقه از هم جدا نمیشدن
اما همسر من
یه ساعت سر جمع پیش من بشینه
همش داره با مردا بازی میکنه
بهش میگم عزیزم خب اونا ازدواج کردن مثلا مامانه تو از دست بابات ناراحت نمیشه که چون اونا همش پیش همن
ما یکی دو هفته یکبار تو مهمونی فقط همو میبینیم
میگه خب زشته بقیه ناراحت میشن
نمیدونم حس میکنم ناراحتی من براش آخر همه مهمه
تروخدا بگین چیکار کنم
میترسم آدم درستی نباشه از اینا باشه که به زنش توجه نمیکنه
یعنی من زیاد حساسم؟
تازه آخرین بار که دیدمش تولدم بود هر چی گفتم یکم بیا پیشه من بشین
گفت نه بابات تنها میمونه میخاد بازی کنه برم باهاش بازی کنم