دلم گرفته اونایی که طعنه میزنن و بد حرف میزنن لطفاً نیاین🙏🏼
بعد چند وقت دو شب همو دیدیم برام گل گرفت خوراکی گرفت شام بیرون بودیم سینما رفتیم مامانش برام سوغاتی گرفته بود و خوراکی درست کرده بود آورد و....خلاصه هر کاری کرد این دو شب بهم خوش بگذره
نامزدم نیست نزدیک سه ساله با همیم بابام راضی نیست بیان خواستگاری
دیشبم رفتیم بیرون دو ساعت با هم بودیم بعدش خواست بره پیش دوستش چون ما دیگه تا چند هفته نمی تونیم همو ببینیم دلم گرفت که منو ول کرد رفت پیش دوستاش چون دوستاش هر شب هستن هر چی از دهنم بیرون اومد بهش گفتم و گفتم تو معیار های منو از همسر آینده ام نداری و....خیلی حرفای بدی زدم بهش
الان حس میکنم فکر میکنه کارایی که برا خوشحالی من میکنه برا من بی ارزشه
گفت من هر کاری کنم تو از من راضی خوشحال نمی شی گفت من برا زندگیم برنامه دارم طبق برنامه ای که ریختم پیش میرم تو هم جز برنامه ای
من خیلی لوس و خودخواهم؟
چیکار کنم بتونم این حرفایی که بهش زدم رو جمع کنم؟