حسی که دارم ، قابل توصیف نیست
فقط میدونم دلم میخواد دور باشم ، از همه
بیشترم از خودم ، کلی حرف نگفته با خودم دارم ، کلی گلگی دارم از خودم ، دلم میخواد یقه ی خودمو بگیرم ، بگم دیدی؟
دیدی آدمای اشتباه زندگیت بی تاثیر نبودن؟
دیدی وقتی مامان گفت مراقب باشی کیو راه میدی تو زندگیت و تو مراقب نبودی .
مامان گفت ، گفت این آدما ، آدم نیستن
ولی تو بازم بهشون پایبند موندی ، گفتی نه اینا خوبن ، اینا خودی ان
حالا دیدی؟از تمام کسایی که انتظار نداشتی همونا به بدترین حالت ممکن خوردتت کردن ، پشتتو خالی کردن ، پشتت دروغ گفتن و در آخر خودشونو تبرعه کردن ، ازت گلگلی دارم ازت خراب کردی ، مراقب روحت نبودی .