2777
2789
عنوان

خیانت

| مشاهده متن کامل بحث + 220 بازدید | 21 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

گور باباش به خوش شانسی خودم افتخار میکنم که از زندگیم انداختمش بیرون،اصلا پیگیرش نباش بره گمشه.

انقدر خر بودم که دوستش داشتم.. انقدر احمقم که با این همه شواهدی که وجود داره ته دلم هنوز نتونستم قبول کنم. میگم شاید همه ی اینا اتفاقیه، شاید دارم اشتباه میکنم..

و منی که بهش گفتم: هنوز داره به اکسش فکر می‌کنه انکار کرد، بو بردم و کات کردم (اکسش متاهل بود)

نگو من بعنوان مسکن بودم براش تا اکسش از همسر اولش جدا بشه و الان با همون ازدواج کرده و داره باهاش زندگی می‌کنه

دیگه حالت بهم نخوره بیشتر برا خودت ارزش قایل باش هر کسی و راه نده .

من چه میدونستم میخواد این کارو باهام کنه..

زیر نظر خانواده ها بود. من اهل روابط دوستی و اینا نبوده و نیستم. کاملا در چارچوب داشتیم جلو میرفتیم که به تفاهم نرسیدیم. الان دارم یه چیزایی رو میفهمم که فکر کنم مربوط به همون زمانیه که داشتیم آشنا می‌شدیم...

خدادوست داشت که زود فهمیدیاین وبرد حساب کن نه شکست

میدونی دائم دارم با خودم فکر میکنم مگه من چیکار کرده بودم که لایق این حقارت و رنج بزرگ بودم؟ من که بدی ای نکرده بودم. چرا باید این اتفاق برام بیفته...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز