حواسم نبود به نامزدم تو عقدم، گفتم بدم میاد گفت از من هیچی نگفتم پشتش رو کرد بعد من با اینکه یک جورایی از اینکه دیگ بهم دست نمیزد خوشحال بودم ولی میترسیدم قهر کنه نیاد آبروریزی بشه مامان بابام دعوام میکنن رفتم گفتم ببخشید و اینا آروم شدآشتی کردیم ولی هنوز از احساس خودم مطمعا نیستم دلم بهش گرم نیست