2777
2789
عنوان

به دادم برسید

111 بازدید | 11 پست

سلام 

امروز عصر با اجازه شوهرم رفتم خونه مامانم واسش رنگ مو بزنم . شام هم اونجا بودم . بعد از شام از مامانم خداحافظی کردم و سوار ماشین شدم ( شوهرم ماموریت بود ) و رفتم سمت خونه مادرشوهرم تا یه ظرف غذا که از قبل گفته بود برام بیار رو بهش بدم . بعد وقتی رسیدم اونجا در زدم مادرشوهرم اومد دم در سلام احوال پرسی کردیم پرسید کجا بودی ؟ گفتم خونه مامانم بودم . پرسید حال مامانت بهتر شد ؟ ( مریض بوده ) گفتم اره یهو پرسید با کی اومدی ؟ منم باور کنید حواسم نبود،یهو گفتم مامانم  اصلا نمی دونم چرا اینو گفتم در صورتی که مامانم واقعا همراهم نبود.  مغزم هنگ کرد که چرا یهو اینو گفتم باور کنید زن بدی نیستم یا حتی خراب همه در جریان بودن از مامانم تا شوهرم که کجا هستم ولی یهو چون بحث مامانم بود و هی ازم پشت سر هم سوال می پرسید اشتباه گفتم .مادرشوهرم  گفت پس بزار بیام سلام کنم بهش یهو گفتم همرام نیست که ‌. و خیلی زشت شد . حالا پیش خودش هزار تا فکر میکنه . میگه لابد با کسی بوده . از طرفی آدم به شدت رکی هست می دونم میزنه تو چشمم که چرا دروغ گفتی ! در صورتی که واقعا یهو پرید از دهنم . زنگ زدم به شوهرم گفتم چی به سرم اومده اونم گفت اشکال نداره . به نظرتون اگه به روم آورد چی بگم ؟ 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

همون موقع میگفتی حواسم نبود تنها اومدم

پناه برتو که بی واژه مرا میشنوی♥             خدای من نمیدانم گاهی کجای دنیا گم ات میکنم در هیاهوی بازار … در خستگی هنگام نماز ! در وسوسه های نفس ام… نمیدانم…. اما ، گاهی تو را گم میکنم مثل کودکی که در بازار دستان مهربان مادرش را رها کرده به تماشای عروسکی مشغول است…! بعد میبیند مادرش نیست و هیچ عروسکی او را خوشحال نمیکند…! 💙                      🙏🏻 یَا مَنْ یَکفِی مِنْ کلِّ شَیْ ءٍ وَ لَا یَکفِی مِنْهُ شَیْ ءٌ اکفِنِی مَا أَهَمَّنِی مِمَّا أَنَا فِیهِ بحق محمدٍ و آل محمد صلواتک علیه 🙏🏻              ✅  درمانگر طب سنتی وطب فشاری ام سوالی داشتی خوشحال میشم بتونم کمکت کنم ✅

وای چقد حرف مادرسوهر برات مهمه بیخیال بابا اگه هم حرفی زد بگو مامانم باهام اومد دم یه مغازه کارداشت و رفتیم خونه ظرف شمارو برداشتم و اومدم پیادش کردم و اومدم دم خونه شما 

اینهمه درگیری فکری نداره عزیزم

کلا مادرشوهرم از اون آدماست که از کاه کوه می‌سازه،  اگه کنارش با موبایل کار کنم با چشماش دائما رو صفحه موبایل رو نگاه میکنه . دنبال سوژه هست . حالا من که از خودم مطمئنم و شوهرم بهم اطمینان کامل داره . اما بده که بدونی یکی بهت حس بد داره 

یعنی چییی چرالکی به خودت انگ میزنی.چرااصلا بایدهمچین فکری کنه فوقش باخودش میگه عروسمم خنگه برا چی با ...

وای خدا از دهنت بشنوه ، عزیزم من فکر میکنم اینجوری حس میکنه چون زن شکاک و  حساسی هست . 

وای خدا از دهنت بشنوه ، عزیزم من فکر میکنم اینجوری حس میکنه چون زن شکاک و حساسی هست .

بیخودکرده شما برای خودت ارزش قائل باش به همچین موضوعی فکرنکن.درمورد اینکه مادرشوهرت چی فکرمیکنه هم باشوهرت حرف نزن یعنی چی میبافی میدی دستشون

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2837
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108