بچه ها این موضوع ماله الان نیست نمیدونم چرا الان یادم افتاد
داداشام عروسی رفیقشون دعوت بودن بعد داداش بزرگم مست بوده رفیقش گفته غذای اضافی میز رو بیا جمع کنیم بزاریم ماشین تو (یعنی غذای مونده تو جلو این و اون و ریخته شده رو میز و زمین و...) فردا ببریم بریزیم جلوی سگ ما( گارد نگیرین برا سگ از اینا به من ربطی نداره فعلا این موضوع سگشونم وحشیه) بعد اینم قبول میکنه و چون مست بودن میرن یه پاکت تمیز میگیرن سلیقه ای میارن میریزن توش بعد فرداش من مدرسه بودم صبحی داداشم میرفت سر کار غذارو آورده گذاشته یخجال یادش نبوده برا چی غذا داخل ماشینه و رفته سر کار من از مدرسه اومدم قشنگ داغش کردم خوردم تموم کردم قابلمه رو گذاشتم رو ظرف شویی که داداش کوچیکم که تو عروسی بود ولی چون زیاد اهل مست کردن نیست و میدونسته قضیه رو بهم گفت😐😐😐😐 واییییییییییی هنوز که یادم میاد میخوام بالا بیارممممم