2777
2789
عنوان

الان هرماینی رو درک میکنم

65 بازدید | 0 پست

اونجا که داخل کتاب هری پاتر و زندانی ازکابان

میگه هرماینی در شرف گریه کردن بود( she was on the verge of tears and would snap to anyone..)

درکش میکنم الان...

 چون چند ساعت پیش همین بودم، به معنای واقعی منی که سعی دارم هر بار گریه ام رو عقل بندازم، درون خودم بریزم، بع دروغ یه ظاهر پوشالی بیخیال درست کنم، برای اولین بار دلم میخواست یکی باشه بغلم کنه، یکی باشه بهم بگه عیب نداره، یکی باشه اروم اینا رو داخل گوشم بگه، من گریه کنم، مثل یه دختربچه ی جیغ جیغو، و اون نازمو بخره

دردل کنم و ناراحتم نکنه

امن باشه

مطمئن باشم به کسی نمیگه

🤫🤫 امروز زیادی لوس شدم،‌ اما نباید باشم، انتخاب کردم که لوس بودن و ناز داشتن الان وقتش نیست

اینجا نی نی سایته، اینجا بعضیا خرج روزانه شون، درامد ماهیانه خیلیامونه. اینجا حرف از بی عدالتی و ظلم علیه زنانه. اینجا نظرکرده زیاد داریم، اونایی که موکل دارن، حس ششم دارن، اونایی که خواب زیاد میبینن ولی نمیگن شب قبلش شام چی خوردن. اینجا نی نی سایته، جایی که از تنهایی بهش پناه میبریم، با هم حرف میزنیم، جر و بحث میکنیم، خیلیا اینجا زندگی میکنن، هویت دارن، دوستاشون اینجان. همه نوع ادمی هم اینجاست، کنکوری و غیر کنکوری و مجرد و متاهل و باردار و زائو و در شرف طلاق و طلاق گرفته و فیک و اصل و اصیل و فقیر و غنی. 🫂 ولی با هم مهربون باشیم ، چون شاید در دنیای واقعی، همه مان به همان چند کلمه ارامبخش نیاز داشته باشیم... الا بذکر الله تطمئن القلوب

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز