اینکه من چیکارا میکنم ، چه باشگاهی میرم ، شوهرم چیکار میکنه ، ناهار چی داشتم ... تو مجردی چند تا دوس پسر داشتم ، نمرات دانشگاهم😑 .حتی اینکه اومده بود خونه م آب گرم کن خونه م خراب بود ، تمومه ریزجزئیات کارهای بد و خوب من در زندگی همه ی اینا رو به رفیقاش میگه دیگه کم مونده رنگ ش*و*ر*ت منم به دوستاش بگه 😑 نه فقط من کل زندگی داداش و زنداداشه بیچارمم همه جا جار میزنه .
این در حالیه که دوستاش یه سر سوزن راجب بچه هاشون هیچی نمیگن . مامانم حتی نمیدونه بچه های اونا مدرک تحصیلیشون چی بوده .
بعد من وقتی یه بار اتفاقی و ناخواسته رفیقای مامانمو میبینم حس بدی میگیرم .
چند بار تا حالا بهش تذکر دادم یه بار جلو زنداداشم گفتم چون مریضی برادرزاده م رو به همه گفته بود . مامانم اونجا هیچی نگفت ولی بعدا سرم قاطی کرد که چرا جلوی زنداداشت منو خورد کردی . گفتم اینکه بهت بگم کارت اشتباه بوده میشه خورد کردن ؟
چند بارم تو خلوت بهش تذکر دادم قهر کرد و گوشی رو روم قطع کرد 😐
شاید بگید هیچی راجب زندگیم بهش نگم ولی ما رفتامدمون زیاده حتی با اینکه شهرای مختلفیم ولی حداقل ماهی یه هفته خونه ی همدیگه ایم و خودش دیگه میبینه همه چیز زندگیمو و من دوس دارم مامانم زندگیمو بدونه ولی دوس ندارم رفیقاش بدونن 😑