عنوان: سایه های تاریک
چالش اول: کشف راز قدیمی
سینا پسری ۲۰ ساله در یک روز بارانی به کتابخوانه قدیمی شهر میرود او در حین جست و جو برای کتاب های جدید به یک کتاب قدیمی و خاکی خورده برخورد میکند که درباره یک قتل مرموز در دهه ۱۹۲۰ نوشته شده است در این کتاب نام یک زن به نام : مریم ذکر شده که به طرز عجیبی ناپدید شده است سینا تصمیم میگیرد تا راز این قتل را کشف کند و به همین دلیل به جست و جوی اطلاعات بیشتر درباره مریم و آن زمان میپردازد او با خواندن کتاب متوجه میشود که مریم قبل از ناپدید شدن نامه هایی به یک دوست نزدیکش نوشته که در آنها از ترس و احساس خطر صحبت کرده است
چالش دوم: ملاقات با روح
سینا به خانه قدیمی مریم میرود که حالا به یک ویرانه تبدیل شده است در آنجا او احساس میکند که کسی اورا تماشا میکند ناگهان سایه ای در گوشه ای از اتاق ظاهر میشود سینا با ترس به سمت آن میرود و متوجه میشود که این سایه روح مریم است او از سینا میخواهد که به او کمک کند تا راز ناپدید شدنش را فاش کند سینا با ترس و هیجان قبول میکند تا کمک کند نشانه هایی از گذشته مریم را کشف کند
چالش سوم: پیگیری سرنخ ها
سینا با کمک روح مریم به دنبال سرنخ هایی میگردد تا اورا به قاتل نزدیک تر کند او به ملاقات با افراد محلی میرود که در آن زمان زندگی میکردن یکی از آنها پیرمردی به نام آقای حسینی بود که در آن زمان زندگی میکرد آقای حسینی به نظر میرسد اطلاعات زیادی از آن زمان دارد سینا از او میخواهد تا درباره مریم و آن قتل صحبت کنند آقای حسینی به او میگوید که در آن زمان یک مرد پولدار و ثروتمند به نام: فرهاد. به مریم علاقهمند بود و وقتی که متوجه شد مریم به کس دیگه ای علاقه دارد به شدت عصبانی شد سینا با شنیدن این داستان احساس میکند که فرهاد ممکنه در ناپدید شدن مریم نقشی داشته باشد
چالش چهارم: مواجه با تهدید
سینا به تحقیق ادامه میدهد و متوجه میشود که فرهاد هنوز در شهر زندگی میکند او تصمیم میگیرد تا با او صحبت کند اما وقتی به خانه اش میرود متوجه میشود که فرهاد بیش از حد عصبانی است و اورا تهدید میکند که اگه به گذشته اش نزدیک شود عواقب بدی خواهد داشت سینا با ترس از آنجا فرار میکند و احساس میکند که در خطر است او باید تصمیم بگیرد که آیا ادامه دهد یا نه
چالش پنجم: کشف حقیقت
سینا با کمک دوستانش تصمیم میگیرد به دنبال شواهد بیشتری برود آن ها به یک مهمانی در خانه فرهاد میروند و در آنجا شواهدی پیدا میکنند که نشان میدهد فرهاد در ناپدید شدن مریم نقشی داشته است سینا و دوستانش باهم برنامه ریزی میکنند تا این شواهد رو به پلیس ارائه بدهند اما در حین فرار از خانه سینا متوجه میشود که فرهاد او را دنبال میکند و باید زودتر از آنجا دور شود
چالش ششم: رویارویی نهایی
سینا و دوستانش به پلیس مراجعه میکنند و شواهد رو ارائه میدهند اما فرهاد با نفوذش سعی میکند تا همه چیز رو زیر پا بگذارد سینا تصمیم میگیرد که به تنهایی با فرهاد روبه رو شود و حقیقت را فاش کند در یک رویارویی نهایی سینا به فرهاد میگوید که او میداند چه کار کرده و نمیتوانی از عواقب آن فرار کنی فرهاد در نهایت اعتراف میکند که مریم را به خاطر حسادت کشته و جسدش را در جنگل دفن کرده است سینا با کمک پلیس فرهاد را دستگیر میکنند و روح مریم را آرام میکنند.
من هفتم هستم اگه حمایت کردید. ممنون اگه میکنید ممنون اگه کپی یا به نام خود ثبت کنید بی شرف هستید و اگه داستان رو کامل خوندید خدا خیرتون بده