2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سادگی بد نیست،


ان شاءالله خدا بهتریا سرراهت بزاره 


منم ساده ام


اینکه سیاست بلد نیستی از قلب پاکته، که آدما عین خودت می بینی


دوستات از بین مذهبیا انتخاب کن که سواستفاده نکنن و ضربه کمتر بخوری

سادگی بد نیست،ان شاءالله خدا بهتریا سرراهت بزاره منم ساده اماینکه سیاست بلد نیستی از قلب پاکته، که آ ...

یکی از جاری های من ظاهر شدیدا مذهبی داره اما باطنش خیلی کثیفه شدیدا هم سیاست داره خدا لعنتش کنه که آب روی دین و مذهبی ها رو برده 

(به مردای فامیل آمار میده، غیبت میکنه، دروغ میگه، دورو هست، قلبش سیاهه) 

اين قضیه دو حالت داره یا آگاهانه است یا غیر آگاهانه ‌.

یه وقتایی ترس از دست دادن آدما ، موقعیت و هر چیزی باعث میشه بزاری بقیه ازت به نفع خودشون استفاده یا حتی سوء استفاده کنند ( این میشه آگاهانه) 

یه وقتایی هست کلا شخصیتت طوریه که نمیتونی به خودت بقبولونی که اطرافیانت می‌تونند عین خودت نباشند و ممکنه فکر کنی مثل خودت مهربونند نیتشون عین خودت خیره و خلاصه همونی اند که تو ازشون انتظار داری باشند در صورتی که اینطور نیست همه نمی‌توانند قابل اعتماد باشند صادق باشند و نیت خوبی راجع بهت داشته باشند و به قول معروف خوبیتو بخوان دقیقا می‌تونند نقطه مقابل تو باشند و یا بلدند ظاهر سازی کنند و به نوعی دستکاری روانیت کنند و در باطن خلاف اون چیزی که نشون میدن باشند و یا کاملا آشکارا در حقت جفا میکنند 

سخته ولی باید خودت مدیریتش کنی نمیشه یه نسخه برای همه پیچید و نمیشه سیاست  داشتن و زرنگ بودن رو آموزش داد خودت باید اطرافیانت رو بشناسی و کم کم خودتو تغییر بدی شناخت بیشتر از اونا خیلی بهت کمک می‌کنه باید نه گفتن رو تمرین کنی توی تصمیماتت  خودت رو الویت قرار بدی 

 بزار برات یه مثال بزنم

من دوران مدرسه ام در مقابل دوستام شرایط اول ( مورد آگاهانه رو تا حدی داشتم و از اینور اونور به گوشم می‌رسید که هدف اصلی دوستیش با من پول بود و بارها برام علنا پیش اومد که مدام بابت مسائل مالی ازم کمک اجباری میخواست نه تنها برای خودش بلکه حتی برای دوستای دیگه اش ) کم کم حسادت ها و نیتش بهم ثابت شد و دیگه به خاطر از دست ندادن و ناراحت نشدنش و به خاطر قدمت دوستیمون برای خودم بهانه تراشی نکردم و کم کم روی خودم کار کردم و جواب نه دادن رو با خودم تمرین کردم و بوسیدم گذاشتمش کنار تا وقتی بعد چند سال بازم سراغمو گرفت ... 


مهربون بودن با ساده بودن 

صادق بودن با زرنگ بودن 

سیاست داشتن با احترام گذاشتن 

خیلی فرق داره نباید یکی رو فدای اون یکی کنی چون قطعا آسیب میبینی . در واقع باید همه رو در موقعیت های متفاوت با آدم های متفاوت در حد تعادل داشته باشی 

سخته اما مدیریت میخواد به مرور درست میشه 

مهربون بودن با ساده بودن صادق بودن با زرنگ بودن سیاست داشتن با احترام گذاشتن خیلی فرق داره نباید یکی ...

الان اعتماد ب نفسم در حدی پایینه که چون فک میکنم سادم نمیرم سرکار میترسم ازم سو استفاده بشه

اين قضیه دو حالت داره یا آگاهانه است یا غیر آگاهانه ‌.یه وقتایی ترس از دست دادن آدما ، موقعیت و هر چ ...

همه که تورو بخاطر خودت نمیخان ی منفعتی داری براش بعضیا زود بعضیا دیر بهت ثابت میکنن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز