2821
2789
تو دوره سوم هستین. سن ۱۸ هم سن کنجکاوی و هیجانات خاصیه. چه تغییراتی کردین؟

اونی ک دوس داشتمش دیگه دوسش ندارم و باهاش تموم کردم اصلا دیگه برام مهم نیست فقط ی حس وابستگی دارم ک موقته

بعد همیشه ذهنم درگیره ک چرا درس بخونم تهش چی بشه برم سمت ی هنری چیزی درامدش بهتره ک میبینم خونواده نمیذارن

میخوام مستقل بشم ولی شرایطش نیست

 همش تو خودمم نمیخوام با کسی حرف بزنم من همچین ادمی نبودم خیلی خونگرم بودم ولی جدیدا نمیخوام با کسی زیاد حرف بزنم

شبا هم گریه میکنم :))))

خودمم نمیدونم چمه

اونی ک دوس داشتمش دیگه دوسش ندارم و باهاش تموم کردم اصلا دیگه برام مهم نیست فقط ی حس وابستگی دارم ک ...

تجربه تلخ داشتی؟ از کجا میدونی هنر پولش بهتره؟ دلیل گریه هات رو میدونی؟

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

تجربه تلخم همین خیانت کسی که دوسش داشتم بودخب بالاخره بهش علاقه دارم میگم شاید موفق تر بشم اونجورینه ...

خب این طبیعیه ولی بیشتر از شش ماه این حالت رو داشته باشی باید فکری برای تغییر مودت بکنی. 

اون ک مهم نیست دیگه برام اصلا 

الان شرایط کنکور هم منو تحت فشار گذاشته هر روز ی قانون جدید میذارن بدتر ناامید میشم

دلم واسه خرجی ک بابام برا کنکورم کرده میسوزه ک اگه بی نتیجه بشه چکار کنم

اون ک مهم نیست دیگه برام اصلا الان شرایط کنکور هم منو تحت فشار گذاشته هر روز ی قانون جدید میذارن بدت ...

دختر خوب چرا نیمه پر لیوان رو نمیبینی. پدر حامی داری . رشته که میخای بخونی چیه؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792