2777
2789
عنوان

خیلی دوره بارداری سخت شده برام

87 بازدید | 11 پست

اصلا هیچ کاری نمیتونم بکنم از اول بارداری تا این هفت ماه همش خستگی تنبلی داشتم غذا ک بدم میاد درست کنم 

کارمون شده همش غذای بیرون یا تو خونه شوهرم یا خودم به سختی ی چیزی درست کنیم به شدت سنگین شده وزنم بلند شدن از سر سخت یا دستشویی برام عذاب آوره 

مامانم گاهی وقتا میگه بیا خونمون یا بهم شام ناهار میده اما مادر شوهرم اصلا کلا جایی سختمه برم مادر شوهرم پدر شوهرم هم فقط توقع دارن فقط بری سر بزنی اصلا زره ای زحمت به خودشون نمیدن منم نمیتونم برم سر بزنم کلا همش تو خونم حرکت نمیتونم بکنم حموم هم با مکافات میرم واقعا خیلی برام سخته مخصوصا غذا درست کردن نمیتونم هم ب روی خانواده ها بیارم چون میگم خودشون نفهم ک نیستن می‌دونن آدم حامله هست سخته براش غذا درست کردن 

شوهرم هم وقتی میاد خونه خستس تا بیاد غذا درست کنه دیروقت میشه یا مجبور بخوابه دیروقت یا بره سرکار 


من با حال بد و ویار وحشتناک

با بیهوش شدن و بیحال شدن بعد بالا اوردن و افتادن توی دسشویی

پا میشدم غذا درست میکردم ک شوهرم از سرکار میاد گرسنه نمونه

خوب جوابمو داد

چیزی ک اینجا بهش رسیدم اینه...در هر صورت حق با شماس و من عمرا ریپلای بزنم و بحث کنم چون زمان و انرژی هر دو برام ارزشمند تر از بحث با شماس

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من استراحت مطلقم.

ولی همیشه غذا رو پختم.

کار دیگه اصلا نمیتونم انجام بدم ، ولی غذا همیشه داریم، من یه دختر دارم، دلم نمیاد اون اذیت بشه.

ظرفارو و کارای تمیزکاری خونه رو هم شوهرم انجام میده.

دخترمو صبح شوهرم میبره مدرسه، سر ظهر پدرشوهرم زحمتش رو میکشه.

مامانم این مدت دو بار مهمون اومده، خودم غذا پختم، ولی ظرفارو شسته.

پدرشوهر و مادرشوهرمم ، چند بار به اصرار دخترم اومدن 

عزیزم

درکت می‌کنم مامان مهربون

من هم بارداریم کاملا دست تنها بودم و شاغل. مامانم به رحمت خدا رفته بودن مادرشوهرم،هیچ کمکی نمی‌کردن، همسرم هم یه شغل تمام‌وقت داشتن و کلا آشپزی بلد نبودن و نیستن. از روزی که رفتم روی اقدام به خودم گفتم فلانی، تو فقط و فقط خودت رو داری، از هیچکس توقعی نداشته باش، خودت برای خودت مادری کن. وقتی با این ذهنیت وارد قضیه شدم واقعا خیلی کم بهم سخت گذشت، وقتایی هم که خسته و بیحال بودم می‌گفتم بیا یه خرده استراحت کنیم بعدش بلند میشیم و به همه کارمون می‌رسیم. الان هم خدا رو شکر بچه‌هام سه ساله و شش ساله‌ن، همیشه از به ثمر رسوندن پروژه‌ای که با تکیه به توانایی‌های خودم انجامش دادم لذت میبرم.

ذهنیتت رو عوض کن که اذیت نشی قشنگم.

عزیزمدرکت می‌کنم مامان مهربونمن هم بارداریم کاملا دست تنها بودم و شاغل. مامانم به رحمت خدا رفته بودن ...

ذهنیت برای کسایی ک تو زندگی فقط ازت توقع دارن یا مشکلات خودشونو فقط یاد میکنن نمیتونم ذهنیت خوبی داشته باشم چون هرکس برای خودش بلاخره این روزا رو داره اما من آرامش دوست دارم داشته باشم توقع ک هیچ بعضیا خودشون باید ی سری چیزا رو بدونن

ذهنیت برای کسایی ک تو زندگی فقط ازت توقع دارن یا مشکلات خودشونو فقط یاد میکنن نمیتونم ذهنیت خوبی داش ...

منظورم این نیست که شما پرتوقعی عزیزم

منظورم اینه که بپذیر توی شرایط فعلی فقط خودتی که میتونی به داد خودت برسی، از اونطرف هم این آزادی رو داری که از این به بعد توقعات آدم‌هایی که به دادت نرسیدن رو برطرف نکنی.

منظورم این نیست که شما پرتوقعی عزیزممنظورم اینه که بپذیر توی شرایط فعلی فقط خودتی که میتونی به داد خ ...

متاسفانه شوهرم همیشه جوری رفتار کرده ک اونا ذره ای اصلا سخت بهشون نگذره یا پرو شدن روشون زیاد شده برای همین هم اونا هیچ وقت به خودشون نمی‌بنن نه محبت کنن نه لطفی هیچی 

منم آرامشم مهم تره برام اما من سر بازداری دخترم اصلا اذیت نبودم اما سر بارداری دوم ک پسر هست خیلی سختمه به شدت نفس تنگی دارم دستشویی حمام برام خیلی سخته بلند شدن از خواب سخته حاملگی بعضی فرق می‌کنه مثل همین نیستن.

اما چون خودم سختی دارم میفهمم خانم های باردار واقعا چقدر براشون کار کردن سخته تا وقتی چیزی رو تجربه نکنی نمی‌فهمی چطور میگذره برای اون طرف حالا نمیدونم به جنسیت ربط داره یانه اما می‌دونم بعضی حاملگی ها شرایط بدنی جسمی روحی فرق می‌کنه برای هرکسی 

مثلا من سر دخترم خیلی راحت تر برام گذشت اما این سری نه 

تکون نمیتونم بخورم حتی 

واقعا من ک تا این هفت ماه ب روی کسی نیاوردم ک کمکم کنه یا چیزی درست کنه چون گفتم خودشون می‌دونن نیاز به گفتن نیست اگر کسی بخواد هواتو داشته باشه نباید بهش حتما بفهمونی اما به روی شوهرم خیلی میارم ک خانوادت خیلی بی انصاف هستن تازه گرفتاری مشکلات هم به او اضافه میکنن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز