2777
2789
عنوان

متاهلا بیاین

182 بازدید | 26 پست

اگر ازدواج کرده باشین و رفته باشین خونه والدینتون، سر ی مسئله ی کوچیک بهتون بگن که چقد اینجا میای بذار ما تنها باشیم 

واکنشتون چیه؟

به خودم گفتم : آهای 🙄 حواست هست ؟ خدا داره نگات میکنه❤ کاری نکن که در شان بنده ی خدا نباشه 😎

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من عین این مورد پیش اومد ولی ب حالت واضح. و تند گفت بابام منم یکسال نرفتم خونه شون تا بالاخره خودشون ...

میتونم بپرسم سر چه مسئله ای؟ 

به خودم گفتم : آهای 🙄 حواست هست ؟ خدا داره نگات میکنه❤ کاری نکن که در شان بنده ی خدا نباشه 😎

دیگه نمیرم والا من تو عقد مامانم گفت ازدواج کردی دم به دقیقه نیای ها منم خیلی کم میرم اینقدر که خودش زنگ میزنه خواهش میکنه تا میرم

بگذار مسخره کنند چادرت را .سیاه بودنش را. چهره بدون آرایشت را.می ارزد به یک لبخند مهدی فاطمه(عج)🥲
ما خودمون ب خواهرم اینا گفتیم ولی منظوری نداشتیم تازه نیاد هم زنگ میزنیم میگیم چرا نیومدی کمتر برو خ ...

یعنی چجوری منظوری نداشتین؟

به خودم گفتم : آهای 🙄 حواست هست ؟ خدا داره نگات میکنه❤ کاری نکن که در شان بنده ی خدا نباشه 😎
میتونم بپرسم سر چه مسئله ای؟

هیچی 

مسأله ای نبود 

هر هفته میرفتم ، ی روز ظهر ی بحثی بین من و بابام پیش اومد یهو گفت یعنی چی یک هفته اینجایی 

همون لحظه وسایلم رو جمع کردم و زدم بیرون 

بوی نم بارون ☔ شنیدن صدای بارون 🌧️رعد و برق ⛈️
به نظرت باید چیکارکرد

یعنی نرم ؟ اخه من فقط ی برادر دارم ک اونم زیاد پیششون نمیاد 

به خودم گفتم : آهای 🙄 حواست هست ؟ خدا داره نگات میکنه❤ کاری نکن که در شان بنده ی خدا نباشه 😎
دیگه نمیرم والا من تو عقد مامانم گفت ازدواج کردی دم به دقیقه نیای ها منم خیلی کم میرم اینقدر که خودش ...

همیشه میگم چرا ما نباید از اون خانواده هایی می‌داشتیم ک راحتت بودیم و می رفتیم هروقت بخوابم 

بوی نم بارون ☔ شنیدن صدای بارون 🌧️رعد و برق ⛈️
هیچی مسأله ای نبود هر هفته میرفتم ، ی روز ظهر ی بحثی بین من و بابام پیش اومد یهو گفت یعنی چی یک هفته ...

چرا من شجاعت شما رو ندارم؟ 

به خودم گفتم : آهای 🙄 حواست هست ؟ خدا داره نگات میکنه❤ کاری نکن که در شان بنده ی خدا نباشه 😎
یعنی چجوری منظوری نداشتین؟

تو عصبانیت گفتیم هر روز میومدبچه هاش عصبیمون کرده بودن 

تو کارامون هم دخالت میکرد 

ارتباطش رو ک کم کرد برامون عزیز شد هی زنگ پیام ..

احمق بودن با ساده بودن فرق داره !

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108