شوهرم اونقدری حرصم در میاره که دندونامو بهم فشار میدم بشکنن میگه من حیفم.. حیف من من نمیدونم اعتماد به نفس را از کجا میارن از سرکار میاد میخوره میخابه پا فیلم اصن نه گلی نه هدیه ای نه پولی نه رابطه ای نه حرفی نه خنده ای من حیف دارم میشم اقا دست پیش گرفته تا هم اعتراض کنم دهنم را میبنده میگه برو خونه بابات برو یه شوهر دیگه پیدا کن میبینی من ضعیف وناتوانم در برابرش