با این حال خیلی انرژی دارم خیلی میزنم به بیخیالی ولی نمیشه نمیشه
همین الان سر اینکه خونه تمیز نکردم پوست دستمو چنک انداخت اینقدر خون اومد مثل سوختگی شده
دلم میخواد بمیرم
هم شاغلم هم بخوام میتونم حدا بشم
تاب و تحمل غصه مادر و پدرمو ندارم به هیچکس نگفتم
هم میزنه هم تهدید میکنه به زدن
خسته شدم
ن خانواده اش خوبن ن خودش
بخدا امروز جایی بودن خدا شاهده 4 نفر ازم خواستگاری کردن ازسر همشون زیادم