2777
2789
عنوان

ای دوست

95 بازدید | 0 پست

ای دوست


《من از سکوتِ تلخِ شب بیزارم ای دوست》

افسرده و غمگین و خود آزارم ای دوست


شبها کـه این مردم همه در خـواب نازنند

بـا غصه هایم تــا سحر بیدارم ای دوست


از حــال و احــوال خــرابــم بـا کــه گویم

چون ابر تیره روز و شب میبارم ای دوست


راه فــــــرار از غصــــه را پیـــدا نکـــردم

صدها گره افتاده است در کارم ای دوست


ای وای از این عمر گران اینگونه طی شد

بـا حسرت و درد وغمِ بسیـارم ای دوست


حـالا کــه دل از عـالم و آدم گرفته است

روی کدامین شانه سر بگذارم ای دوست


بــر غصــه و غمهای خــود سنگ صبـــورم

بس کن تو هم دیگر مده آزارم ای دوست


جوادالماسی

.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز