دیروز شوهرم رفت تهران برا خرید موتور حدود فک کنم 4 ماهی هس که دنبال موتور خوب میگرده گفت هماهنگ کردم موتور خوبیه دوستم رفته از نزدیک دیده
از روستامون تا تهران 14 ساعت راهه
دیشب تو راه فقط یه بار زنگ زد گفت داخل اتوبوس نمیشه زیاد تلفنی حرف زد فردا صبح که رسیدم زنگ میزنم صبح منتظر بودم زنگ نزد تا 1 ظهر دیدم میگه متاسفانه جور نشد با هم به توافق نرسیدیم بعدظهر میرم دو سه تا دیگه هس نگا میکنم اگه نشد فردا میام
منم اعصابم خورد شد گفتم تو دلت میخواس که بری مگه نگفتی همه چیش اوکیه مگه از همینجا از تو گوشی ندیدی
بعدش گفتم جای من خوبه هر موقع دلت میخواد بیا باردارم هستم خونه بابامم و قطع کردیم دیگم زنگ نزد از اون موقع یه بند دارم گریه میکنم حالم خیلی بده
توروخدا یه چیزی بهم بگین