ببخشیدمن بچه دوماهه دارم گریه میکرد نتونستم ج بدم
مادوساله عروسی کردیم شوهرم از اون اوایل هی میگفت منوداداشم شریکیم ولی شغلشون کاملا جداست اون شهرستانه ما تهران مثلا میگه ماشینمو با داداشم شریکم پارسال یه موقعیت برامون پیش اومدخونه بخریم من باید طلاهامو میفروختم که پولش جور میشدبه شوهرم گفتم پس نصفشوبزن به نام من گفت نمیشه چون من هرچی دارم با داداشم شریکم منم نفروختم گفتم مستاجر بمونیم بهتره
دادشش قبل ما ازدواج کرده و ۳تا بچه داره نه عروسی کادو داد نه وقتی بچمون به دنیا اومدهمیشه هم بدهکاره خدا نکنه یه پولی دست ما بیاد تا نگیره ول کن نیست برای پسرم ۵تومن کادو اوردن این فهمیدهرروز زنگ میزد من بدهکارم
حالاهم اومده تهران یه وام بردا شته قسطشو ما بایدبدیم در صورتی که خودمون دست و بالمون بسته اس
دیگه خسته شدم از این کاراشون
حالا شما خوبه میگی بدبختانه من با شوهرم سر این قضیه رودربایستی دارم نمیتونم چیزی بگم