بچه ها مادرش رفته دعا گرفته منو از چشم پسرش بندازه
ما چهار ساله باهمیم خیلی همو دوس داریم
یک سال همسایه مون بودن مادرش ب جون ما قسم میخورد انقد دوسمون داشت همش با پدر بزرگمو مادرم اینا شوخی میکرد اما من مطمئنم که دعا گرفته از یه طریقی متوجه شدم
دوس پسرم روز ب روز هی سرد تر میشه باهام
چیکار کنم تروخدا
قرار بود بهار بیان خواستگاری مادرش زنگ زد با مادرم حرف زدن
هی میخواد خودشو خوب نشون بده ولی فقط من روی واقعیشو دیدم خدا ازش نگذره