2777
2789
عنوان

رمان

| مشاهده متن کامل بحث + 1499 بازدید | 55 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

فدات  شما رمانایی تو این سبک دارین معرفی کنید

عزیزم همه اینایی ک دوستان معرفی کردن قشنگه,البته اونایی ک من خوندم.ولی من جدال پرتمنا و بامداد خمار,دالان بهشت,شب سراب رو خیلی دوست دارم پیشنهادمیکنم بخونی

بچه ها ی رمان بود ک دختره دوس پسر داره بعد با یکی دیگه ازدواج میکنه شوهرش بددله بعد خونه پدرشوهرش اینا تو ی خواب زندگی میکنن دوس پسرش میاد دم خونشون....اسمشو میدونین چی بود؟کسی خوندش؟

زندگی کن...زندگی قشنگه  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز