دخترمو دخترجاریم همکلاسی ان .دخترش تومدرسه گندبالا آورده .نمیشه گفت چی هست هرچی به جاریم وشوهرش زنگ میزنن که بیایدمدرسه مشکل بچتون حل کنیدکم محلی میکردن تااینکه معلمشون به دخترم گفته توبه خانوادش بگو بعدازچندبارکه دخترم گفت منم به جاریم گفتم چراپیگی مسائل بچت نیستی معلم به دخترم گیرداده که این چه خانواده ای که دارین .اونم برگشت گفت مگه دخترخودت کم گندبالا آورده میخای برات روکنم درضمن توچیکاره ای که بیان به توبگن مسئولیت بچم باخودمه گفتم باهمکلاسیاش مشکل پیداکرده همه شاکی ان حتی بعدچندروز مدیربهم زنگ زد که مابه خانواده فلانی دسترسی نداریم شماخبربدین جاریم درجواب گفت دیگه لازم نکرده بیای بهم بگی اصلا مشکلات ما به توچه گفتم پای دخترم گیره بادوستاش به خاطربچت درافتاده ناسلامتی دخترعموشه هیچکسم ازدخترم شاکی نیست بچت مشکل داره گفت بره بگه مافامیل نیستیم .دیگه هم حق نداری وقتی چیزی درمورددخترم چیزی شنیدی بیا بهم بگی منم واقعا موندم چ جوابی بدم فقط انگا دلم شکست
کاش می شد تمامِ آدم های غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید ، برایشان چای ریخت ، کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده ، به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد .کاش می شد این را قاطعانه و آرام در گوشِ تمامِ آدم ها گفت ؛که غم و اندوه ، رفتنی است و روزهای خوب در راه اند ،که حالِ همه مان خوب خواهد شد
شما کار بدی کردی .فقط زنگ میزدی میگفتی از مدرسه گفتن یه سر به مدرسه بزنید . دیگه توضیح اضافی و. ...
آخه معاون مدرسه به دخترم گیرداده بوده که ازچی میترسی نکنه همدستشی بچم هرروزباگریه میومدخونه
کاش می شد تمامِ آدم های غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید ، برایشان چای ریخت ، کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده ، به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد .کاش می شد این را قاطعانه و آرام در گوشِ تمامِ آدم ها گفت ؛که غم و اندوه ، رفتنی است و روزهای خوب در راه اند ،که حالِ همه مان خوب خواهد شد
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
راستش وقتی گفت توچیکاره ای که بهت میگن خیلی دلم شکست اصلا انگار این جاری که میشناختم نبود همش میگفت دخترتوهم فلان فلانه گفتم حالامگه من به دخترت دارم تهمت میزنم مدرسه شماروخاستن مشکل من چیه .اگه بپه ی من کاری کرده بود که بهم میگفتن
کاش می شد تمامِ آدم های غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید ، برایشان چای ریخت ، کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده ، به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد .کاش می شد این را قاطعانه و آرام در گوشِ تمامِ آدم ها گفت ؛که غم و اندوه ، رفتنی است و روزهای خوب در راه اند ،که حالِ همه مان خوب خواهد شد
شما همون لحطه اول گفتی چرا پیگیر نیستی خب ایشون هم بهش بر خورده میگفتی از طرف مدرسه به دخترم گفتن که ...
نه عزیزم دوباریه سری زنگ زدم وبعد ازیه هفته مدیرزنگ زدهمین حالا بیامدرسه بدوبدو رفتم دیدم دخترم تودفترداره گریه میکنه بادوستاش دعواش شدمدیرم گفت چندبارگفتیم به خونه عموش خبر بده منم دقیقا بهش گفتم به دخترم چه ربطی داره قانون جدیده.گفت چون دخترعموشه پای اونم گیره
کاش می شد تمامِ آدم های غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید ، برایشان چای ریخت ، کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده ، به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد .کاش می شد این را قاطعانه و آرام در گوشِ تمامِ آدم ها گفت ؛که غم و اندوه ، رفتنی است و روزهای خوب در راه اند ،که حالِ همه مان خوب خواهد شد
کاش می شد تمامِ آدم های غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید ، برایشان چای ریخت ، کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده ، به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد .کاش می شد این را قاطعانه و آرام در گوشِ تمامِ آدم ها گفت ؛که غم و اندوه ، رفتنی است و روزهای خوب در راه اند ،که حالِ همه مان خوب خواهد شد
کلا از آدمای فضول متنفرم.مجبور بودی بگی چرا پیگیر نیستین بعدشم دخترت اگه بی گناهه دیگه گریه کردنش بر ...
الان دیگه من فضول شدم این چه طرزحرف زدنه نخیردخترم گریه هاش بخاطراینه که همه دوستاش بخاطردخترعموش باهاش قهرکردن منم فضول نیستم اگه پای بچم گیرنبوددخالت نمیکردم اول خوب بخون بعدنظربده
کاش می شد تمامِ آدم های غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید ، برایشان چای ریخت ، کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده ، به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد .کاش می شد این را قاطعانه و آرام در گوشِ تمامِ آدم ها گفت ؛که غم و اندوه ، رفتنی است و روزهای خوب در راه اند ،که حالِ همه مان خوب خواهد شد
چقدهمه راحت نظرمیدن ۲۰روزبخاطراین بچه ما درگیربودیم هرروز یکی یه چیزی به بچم میگه همه دوستاش باهاش قهرن چون دلش نمیومدطرف دخترعموشونگیره من حتی نزاشتم پدربچه بشنوه خیلی آروم باجاریم درمیون گذاشتم دیگه ازتماساوپیغامای معلمش خسته شده بودم دخترم میگفت دوستام دیگه بهم اعتمادندارن اونوقت راحت اومدگفت فضول ورفت دوباره بخدادلم شکست چقدمن ودخترم ساده ایم که خونمون برای فامیل به جوش اومد
کاش می شد تمامِ آدم های غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید ، برایشان چای ریخت ، کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده ، به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد .کاش می شد این را قاطعانه و آرام در گوشِ تمامِ آدم ها گفت ؛که غم و اندوه ، رفتنی است و روزهای خوب در راه اند ،که حالِ همه مان خوب خواهد شد