امروز مادر شوهرم زنگ زد حالمو پرسبد منم فقط گفتم مرسی حالشو نپرسیدم، گف چرا قدر زندگیتونو نمیدونید شما بچه دارید برگرد سر زندگیت. منم گفتم فقط من مامان بچه هستم؟ پس پدرش چی که دوماهه از بچش خبر نداره منو کتک زده از خونه رفتم
بهش گفتم پسرت اصلا مسئولیت پذیر نیس فقط هدفش پول دراوردنه، میخاد پول جمع کنه اخرشم که ماشین خودشو زد به اسم باباش. بهس گفتم هروقت خونه ی جدا اجاره کرد و ماشینشو زد اسم خودش اونوقت برمیگردم خدافظ. اصن نذاشتم حرف بزنه. همینارو قبلا به شوهرم گفته بودم هیچ کاری نمیخاد انجام بده فقط میگه برو شکایتتو پس بگیر بعدااا صحبت کنیم! نظرتون چیه دراین باره
بعدشم شوهرم این پیامو دادبهم :
ببین خانم من به بودنت تو زندگیم بهت باج نمیدم اینو مطمئن باش یکیم این که اگه همه کاراتو پس گرفتی فقط بخاطر کارت یه خونه اجاره میکنم اونم با قرض از اینو اون اینو مطمئن باش از این به بعدم جواب هیچ حرفتو نمیدم تا زمانی که از کارات دست بکشی و هر عمل خوب و بدت رو انشالله جبران میکنم
یعنی چییییی؟؟؟؟