من اصلأ تو دار نیستم هیچی نمیتونم تو دلم نگه دارم
مثلاً خواهرم اینا و مامانم رو خیلی خودمونی میدونم ولی اونا اینطوری نیستن خصوصاً خواهر متاهلم
اون از وقتی که من متأهل شدم خیلی یجوری رفتار میکنه
من اصلأ نمیتونم خودمو نگه دارم
مثلاً داشتم تلفنی با خواهرم صحبت میکردم به خواهرم گفتم کی هست پیشت نگو شوهرش پیشش بود اما نگفت که من حرفم رو بزنم منم بهش گفتم که مادر شوهرم اینا پول نیاز دارن به شوهرم گفتن وقتی گوساله هات رو فروختی بده به ما پولش رو چه انتظار ها دارن و ... توضیح دادم کلا
نگو شوهرش شنید
اونم شوهرش غریبه هست به همه میگه
یا مثلاً حامله بودم به خواهرم اینا گفتم گفتم اما به کسی نگین هنوز خانواده شوهرم خبر ندارن
بعد خواهر برداشت گذاشت کف دست فامیل شوهرش که با خانواده شوهر من فامیل نزدیک هستن
گفتم الان مادر شوهرم از دهن اونا میشنوه از من ناراحت میشه که من بهش نگفتم برام بد میشه
بخاطر همون سریع گفتم
خلاصه خواهرم خیلی از این سیاست بازی ها در میاره حقیقتا ناراحت میشم
چیکار کنم منم تو دار باشم