2777
2789
عنوان

ازدواج های ناممکنی که ممکن شد

278 بازدید | 27 پست

بچه ها از به هم رسیدنتون که غیر ممکن بود ولی شد یا اگه از نزدیکای  خودتون شنیدید تجربه یکی رو اینجا بنویسید. یا اگه تاپیک کسی هست معرفی کنید

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خودم که نه خانوادهامون بلکه فامیلامون میگفتن نه بخاطر اینکه یه بار بهم خورده بود   خودمم خسته شدم کات کردم هفت سال ونیم باهم بودیم دیگه توان ادامه دادن نداشتم یه دفعه همه چی اوکی شد و عقد کردیم

فقط 3 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمیدونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود😍۱۴۰۴/۰۴/۱۸ واسه اولین بار صدای قلب کوچولوی شنیدم 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🥰۱۴۰۴/۰۶/۱۳ اولین خریدت کردیم دوتا زیر دکمه کوچولو بابا همش میگه این خیلی برات بزرگه 🤩۱۴۰۴٫۰۷/۰۲ وقتی بابایی دستش رو شکمم بود یه لگد محکم زدی بابایی کلی خندید و ذوق کرد برات ❤️ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ پریشب با دیدن خون یه شوک بهم دادی مامانی اونجا احساس کردم یه تیکه از وجودمی و چقدر بهت دلبستم من گریه کردم و بابایی خیلی نگرانت بود رفتم دکتر و گفت نیم سانتی دهانه رحم باز شده و باید استراحت کنم 😢۱۴۰۴٫۰۷٫۱۵ امروز اتفاقی فهمیدیم بابایی از یه آهنگ خارجی خوشش میاد توهم خوشت میاد و هروقت اون آهنگ میذاریم کلی تکون میخوری منو باباییم دستمون میذاریم رو شکمم و دوتایی از شیطنتات کیف میکنیم ❤️۱۴۰۴٫۰۸٫۰۸ رفتیم دکتر مامانی خدارو شکر خودم شرایطم خوب شده بود توهم خواب بودی پشت کرده بودی وزنتم شده ۱۰۸۴ گرم 🥰۱۴۰۴٫۰۸٫۱۵ وسایل سیسمونیتو خریدیم پسر قشنگم واسه تک تکشون کلی قربون صدقت رفتیم و تصورت کردیم 😍۱۴۰۴٫۰۸٫۲۲ رفتیم دکتر وزنت شده ۱۲۵۸ گرم پسر قشنگم دکتر غش کرد از خنده یه شکل عجیبی تو شکمم دراز کشیدی بابا میگه عین من بد خوابه 🤣۱۴۰۴٫۰۹٫۰۶ رفتیم دکتر مامان تپش قلبت خیلی پایین بود حسابی منو بابارو ترسوندی پسر قشنگم تا یه آبمیوه خوردم و خدارو شکر سرحال شدی😍۱۴۰۴٫۰۹٫۱۴ چند روزی از کمر درد فلج شدم و به سختی پامیشم پسرم ولی همه اینا میگذره امروز بابا سرش گذاشت رو شکمم یواش یواش باهات حرف میزد شروع کردی تکون خوردن مامانی بابا خیلی برامون زحمت میکشه دعا کن همیشه سلامت باشه و سایش بالاسرمون باشه ❤️

رسیدن منو شوهرم بهم جزو محالات بود هیج جوره شدنی نبود جوری که شوهرمم خودش میگفت میدونی رسیدن مابه هم غیر ممکن اگه برات خواستگار خوب اومد رد نکن برو من حتی تو رویاهامم فکر نمیکردم همین مرد بشه پدر بچم دلیلش رو نمیتووم بگم ولی همین و بدون ناممکن بود ولی بعد دو سال دوستی که من خواستم برم دیکه شوهرم نتونست عاشق شده بودم خیلییی ام وابسته شده بود منم انقدر بهش محبت کرده بودم بدون من نمیتونست زندگی کنه دیگه خواستم برم نذاشت گفت شده کوه و جا به جا میکنم اما تو نباید بری چون بری کمرم میشکنه چون قبل منم یه شکست عشقی خورده بود سر من دیگه طاقت و تحملش و از دست داده بود نمیتونست دوباره خودشو جمع کنه و من از اون روز فهمیدم  پسری که واقعااا عاشق باشه دلش گیر کنه حتی خدا هم نمیتونه نظرش و عوض کنه و اونا که با دو تا بهانه میرن عاشق نیستن 

سالها پیش یکی اقوام ما یه دختر پسر هم رو میخواستن 

پدر پسر شدید مخالف بود میگفت من اینها رو می‌شناسم این زن زندگی نمیشه برات

بلاخره با وساطت خیلی ها  ازدواج کردن و من خودم شاهد بودم که رفتار خانواده شوهر با دختر واقعا خوب بود 

یهو بعد ۶ ۷سال دختر برگشت گفت اشتباه کردم طلاق میخوام!! 

و اون موقع همه فهمیدن پدر پسر واقعا حق داشت

رسیدن منو شوهرم بهم جزو محالات بود هیج جوره شدنی نبود جوری که شوهرمم خودش میگفت میدونی رسیدن مابه هم ...

احسنت👌👌👌

اگر از من بپرسن قشنگ‌ترین واژه‌ای ای که یاد گرفتی چیه؟میگم پذیرش...پذیرفتن شرایط با تمام سختی هاش،پذیرفتن آدما با تمام نقص هاشون، پذیرفتن این که مشکلات هست ولی باید ادامه داد، پذیرفتن اینکه گاهی اشتباه می‌کنم ،پذیرفتن اینکه من کامل نیستم، پذیرفتن تموم فقدان هااا، پذیرفتن تمام از دست دادن ها 🌱 شکست خوردن هااا ،رها شدن هااا داشتن پذیرش یعنی پایان دادن تمام دعواها و اختلاف‌ ها 🤍پایان حال بد وجنگ و اعصاب و شروع آرامش....بپذیرید بچه‌ها همه چیز رو بپذیرید و رها کنید...اگر کسی دوستون نداره ،اگر کسی ارتباطش رو باهاتون کم می‌کنه اگر کسی ازتون متنفره اگر کسی ازتون دور میشه اگر زندگی اونطور که میخواستین پیش نمیره هیچی جز پذیرش و گذشتن نشون نمی‌ده...چقدر بالغ هستید 🌻یه عدد نومزد دارم که تمام منه:)💚 جان من است او 🤭درخواست دوستی به هیچ عنوان ندید و قبول نمیکنم باتچکر 💙

تعریف کن

هیچی والا از بچگی با پسرداییم بودم اولاش که بچگی و وابستگی یهو تبدیل به عشق عجیب و غریبی شد و حالا خانواده من و اون دشمن دیرینه و از لحاظ فرهنگی و اینا اصلا بهم نمیخوردیم همه میگفتن خل شدی دیوانه شدی این همه خواستگار خوب به چی این عاشق شدی 

کل خاندان اومدن خونمون که منو منصرف کنن 

از اون طرفم فامیلای اون داشتن اونو منصرف میکردن 

اصن یوضعی 

منم رد دادم و یه سری کارای احمقانه کردم که با وجود اینکه از این وصلت همه متنفر بودن ولی سرگرفت 

اماااااا من از روز عقد فهمیدم چه غلطی کردم و دیگه راه برگشت نبود متاسفانه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز