فکر می کردم اون دوستم داره ولی این فقط یه فکر بود.
به جدی بودن رابطه فکرم نمیکردم ولی اون همیشه میگفت و این باعث شد که فکر کنم واسه ازدواج منو میخواد و قطعا عاشقمه اما وقتی اینجوری میگفت که میخواست من باهاش آشتی کنم (و الان میفهمم که سیاستش بود) زمانی که مادرم همه چیزو فهمید اون پسر منو ولم کرد رفت . ^_^
(((بعدشم فهمیدم که تو رابطه هست و بعدش مشخص شد که همزمان با جفت مون بوده و بعد ترش فهمیدم از بچگی عاشق دختر دایی و دختر داییش هم عاشق اون بود شایدم این عشق فقط یه طرفه و از سمت دختر داییه بود وگرنه کسی که کسی دوست داره بهش خیانت نمیکنه صرفا پسره میخاست زنش پاک باشه ولی دوست دختر هم داشته باشه)))
و من از اون روز به بعد عوض شدم سرد شدم نسبت به همه چیز حس میکردم دیگه هیچ عشقی واقعی نیست و هیچکسی پیدا نخواهد شد که منو بخواد از همه دنیا و همه چیز دل سرد شدم دلم پیر شد🖤🚶♀️
هزارتاقسم واسه ی من خودشو دختر داییش خوردن پسره میگفت اون عاشقمه دخترداییش میگفت ازش متنفرم
قسم های دروغ💔😔(رو این موضوع خیلی حساسم کسی قسم دروغ بخوره یه جور مثل شیطان میبینمش دیگه)
میدونید از کجا میگم دروغ بود؟!چونکه این دو نفر بعد کلی دعوا قهر هنوزم با هم هستن و جالب ترش اینجاست که دختر داییش رهاش نکرد خودتون هم میدونید پسرا از خداشونه خب!!! و قسمت جالب ترش هم اینجاست دخترداییش میدونه با چند نفره ولی بازم باهاش مونده😂
شاید پسره ازش اتو داره و کلی شاید دیگه اما اما واقعا اگر عشق عشق باشه تموم نمیشه .
هر چی بیشتر خواستم بفهمم چی بینشون بوده بدتر اعصابم بهم ریخت و ارامشمو از دست دادم 🥲
واگذارشون کردم به خدا و رهاشون کردم بعد پسره برگشت به التماس ولی فکر میکنم از لج دختر داییش برگشت بهرحال من ولش کردم و حرفاشو دیگه باور نمیکنم چون هر وقت با اون دخترداییش دعوا میکنه میاد سمت من صرفا جهت پر شدن وقتش و فقط هم بخاطر اینکه خدا ازم راضی باشه رهاش کردم دیگه دنبال انتقام هم نیستم سپردمشون به خدای بالای سرمون
این فقط یه داستان مثلث عشقی بود 💔🚶♀️
که من توش شکستم
و اونام قراره باهم ازدواج کنند به زودی🙂از اخبار هایی که به گوشم رسید فهمیدم((((:
این فقط یه موضوع ساده ی بود که من واسه خودم بزرگش کرده بودم و دنبال این میگشتم که ایا عاشق منه یا دخترداییش خندم میگیره که حتی راجبش حرف میزدم چون اصلا ارزش نداشت یه ثانیه بهش فکر کنم .
بیشتر از همه غرورم جلوی خانوادم شکست چون به همه اعتراف کردم دوسش دارم و پسره جلوی همه منو ترک کرد اونم به بدترین نوع حتی ثانیه ی فکر نکرد که بعدش ابروی من چی میشه یا چه بلایی سرم میاد فقط به فکر خودش و خواسته ی خودش بود دخترداییش هم میدونست با منه ولی هردوشون خیانت کردن به من 💔🖤🚶♀️
هواستون باشه ادم هایی که باهاشون در ارتباط هستید شخصیت دارن یا نه با ادم های درست حسابی بگردین نه ارازل اوباش
تقصیر منم اینجا بود که بیش از حد زود باور و احساسی بودم .
دیگه توی سال جدید هیچ خبری از این دونفر تو زندگیم نخواهد بود
واسم دعا کنید 🤍