عمرشو گذاشت به پای ما شرمنده شم خیلیییییی
من دختر خوبی براش نیستم خیلیی بی عرضه ام
عرضه داشتم کاری میکردم که نره سرکارش
وقتی میبینم با این سن و بیماریش میره سرکار آتیش میگیرم
😭😭😭
کاش بمیرم
هرچی میدوم که کارخودمو راه بندازم درامدمون بیشتره
نمیشه که نمیشه
خواستم یه وام اشتغالزایی بردارم دوساله از این اداره میرم اون اداره بلکه بشه باهاش کار راه بندازم اونم نتونستم
روزی که باید ضامنامو معرفی میکردم ضامنام نیومدن به قدری اون روز احساس بی کسی وتنهایی کردم که تو اون اداره نشستم گریه کردم
خدا هیچ دری رو به رومون باز نمیکنه همه دراشو به روی ما بسته
وقتی به مامانم نگاه میکنم از غصه دق میکنم 😭😭
چقدر مامان شکسته شدی چقدر مامان موهات سفید شده
بمیرم من برات مامان💔