وای سر کلاس معارف دانشگاه استاد حضور غیاب که میکنه میگه اروم برید بیرون بعد اینکه اسمتونو گفتم
اسم منو کفت اومدم پاشم پام یجورب خواب رفته بود اصن حسش نمیکردم نمیتونستم راه برم خوردم به صندلی قیژ قاژ بعد لنگان لنگان و یه حالت بدی از کلاس خارج شدم که یعنی ابروم فقط رفتت
اخه مثلا طرفی که پاش حداقل مشکلی داره میدونه باید چجوری پاشو برداره یا لنگ بزنه من انقدر غیر منتظره بود با هر قدم انگار میخاستم بیفتم 😭😂
بعنی میخزیدم بهتر بود کلاس هم همهه پسر فقط من دخترم 😭