از وقتی یادم میاد عاشق این بودم زندگی خودمو داشته باشم
همسر فرزند خونواده و ...
از همون بچگی
حتی قبل مدرسه
از وقتی خودمو شناختم دنبال پارتنر بودم
ولی هیچ وقت نتونستم به دست بیارم
هیچ وقت کسی منو برا زندگی و اینده نخواست ...
تمام خواستم از زندگی و دنیا همین بود...
همیشه خیال پردازیشو کردم
ولی نمیشه ...
شاید به نظرتون مسخرس ولی برا کسی که اینقد ادم زندگیه واقعا خواستع قلبیشه ... دل نشکنین
چون شما از زندگی مشترکتون بیزارین دلیل نمیشه غرتونو به من بزنین
یبار دوباره دلم گرفتع بود اومدم درد و دل اینجا، یه نفر بهم گف خیلی پرروام همچین توقعی از خدا دارم... کی گفته همه قراره بتونن زندگی مسترک تشکیل بدن و حتما همسر داشته باشن ... نمیدونم شاید راست میگه ولی واقعا دلم شکست
داشتن زندگی تماااام خواست قلبیمه و واقعا ناراحتم که بهش نمیرسم ...
۲۷ سالمه و کم کم قلبم داره منجمد میشه سعی دارم به پذیرش برسم که شاید واقعا برا من نمیشه ...
باخودم عهد بستم اگه به ۳۰ سالگی رسیدم و کسی نبود بغلشو برا تماممم دخترونگیام باز کنه کلا قید همه چیو میزنم.. اول از همه میرم موهامو از ته میزنم
نگین بخاطر شرایطتته
تحصیلات بالا و خانواده بااصل و نسب و موقعیت شغلی و اجتماعی و ظاهر خیلی خوبی دارم ولی نمیشه :)