برادرشوهرم داره میاد دم غروبی من رفتم بازار با مامانم شوهرمم بعدش با داداشش رفتن از جای دیگ بعد من منظر بودم تو بازار بم زنگ بزنه کارمون تموم شد منو مامانمم برسونه ولی زنگ نزد ما اسنپ گرفتیم امدیم دوساعت بعد زنگ زد با خنده که اره ما تمام شدیم زفتیم الان دارن با داداشش میان خونه شام دعوتن به نظرتون ناراحتیمو نشون بدم یا ابرو داری کنم