شبایی که ازپیش زن دومش میادپیش مایه زورمیادسریه سری مسایل الکی جروبحث میکنه که نه پیش من بخوابه یامنم بهش محبت الکی نکنم خیلی پشیمون شدم جدانشدم ولی خوب پسربزرگمم میخاست سرمسابل جداییمون خودکشی کنه ولی خداشناس بده زن دومش شوهرداشت باشوهرمن رابطه داشت اون موقع شوهرم براش میمیره خیلی دوستش داره
به بچه م فکرمیکنم،به حس بارداری ، حس شیر دادن به یه تیکه از وجودخودت و عشقت ، حس نفس کشیدن های ریز ریزش تو بغلم خیلی اوقات تو درونم حمل میکنم . با خودم میگم خدایا میشه من بچه خودم رو ببینم! 🌷 دوستان گلم این امضای من بود سالها ...بعد معجزه خدا رو دیدم دلتون خواست سر بزنید به تاپیک خاطره زایمانم ...امیدوارم خدا به هر کس دلش میخواد به حکمت و مصلحت خودش ببخشه...🥰 برای شفا و سلامتی پسرم دعا کنید لطفا سپاس❤️https://www.ninisite.com/discussion/topic/7503866/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86?page=1
به جای اینکه به این زندگی خفت بار ادامه بدی پسرت و میبردی پیش یه روانشناس عالی از فکر خودکشی درمیومد توام مثل یه خانم شخصیت و غرورت خدشه دار نمیشد اینجوری پست و بی ارزش نمیکردی طلاق میگرفتی منم بچه دارمدچنین چیزی خدای نکرده پیش بیاد بچم قرص برنجم بخوره نمیمونم تو این زندگی خدایی خودتو انقدر پست نکن پسرت و بهانه نکن صدتا راه هست مشاور روانپزشک روانشناس میتونی پسرت و آماده کنی بعد طلاق بگیری شوهرت عاشق یکی دیگه ست با محبت نمیتونی بکشی سمت خودت اون اصلا اگه تو رو میخواست نمیرفت زن دوم بگیره که توام میتونی زندگی خوبی داشته باشی