ببین وقتی میبینیش در آنی ناپدید میشه مگر متوجه ش نشی.
خود من توی اتاق نشسته بودم
بعد از گذشت مدتی رفتم آشپزخونه دیدم مادرم میگه چرا دوباره اومدی؟ میگمیعنیچی چرا خب مگر نباید بیام میگه چطور چند دقیقه پیش اومدی منو ترسوندی رفتی پیش دیوار آشپزخونه قایم شدی بعدم رفتی درحالیکه من نبودم اصلا:/